تبليغاتX
آواره - دردِ دل

آواره

یاداشت های پراکنده

دردِ دل

توقعم بیش از این‌ها بود. آنچه که از وبلاگ و بلاگرها دیده و خوانده بودم، فعالیت در فضایی خودمانی، آرام و صمیمی بود. حرف‌ها راحت زده می شد، توهین و فحاشی و حمله به این و آن، هم آنچنان در کار نبود. در وبلاگ شهر فضای تا حدی سالم تر بود. انتخابات ریاست جمهوری بسیاری از وبلاگها و بلاگرها را به موضع گیری و هواداری کشانید. موضع گیری ها رفته رفته تبدیل به جبهه گیری ودر آخر کار هم شاهد محکوم کردن یکدیگر و تهمت و نوشته های بی‌منطق و ناروای زیادی شدیم.

اخیرا هم برخی طرفداری از این و آن را به راه انداخته اند و چماق بازی و چماق داری اینترنتی می‌کنند.اصولا تاریخ، نه ما که جهان نشان داده است  طرفداری متعصبانه از هر جریان فکری یا شخص به افراط و تفریط کشانده خواهد شد و دشمنی بهمراه خواهد داشت و دست آخر به  زخم زدن به  مخالیفن منجر می‌شود. طرفداران غالبا از صاحبان ایده و نظر و نوشته، کم سوادتر، بی‌مایه‌تر، بی منطق تر، تند خو و پرخاشگر هستند. طرفداران اگر قدرت داشته باشند حتی پتانسیل بزن وبکش،  بگیر و به‌بند، آزادی‌کشی، شکنجه و به مسلخ بردن را هم دارند.

شما در وبلاگ، تمامی ابزار را در اختیار دارید که مستقلا ابراز نظر کنید. فردیت و منیت‌تان را بیرون بریزید و  نشان دهید. با در دست داشتن این رسانه اگر چیزی  برای گفتن داشته باشید، بدون سانسور  و محدویتی که این پدیده در اختیار شما گذشته است بیان کنید. اما معمولا چنین است که افراد درون تهی و بی مایه چون چیزی برای گفتن ندارند، هوادار و مرید این و آن می‌شوند.آنها برای آنکه جلوه‌ای فراتر از آن چه که هستند بنمایند و خودی نشان دهند و فقر معنوی‌شان را جبران کنندبه حزب، گروه، جریان و یا فرد معروفی را خدای خود قرار داده و طرفدارش میشوند و چنین است که اگر شما به نقد نوشته‌ای که حق مسلم همه ماست بپردازیم دیری نمی گذرد که طرفداران آن جریان یا فرد با فحاشی، توهین، افترا و ناسزا گویی حمله می‌کنند.

بیاییم شرافتمندانه‌فضای وبلاگشهر را به صرف طرفداری از این و آن آلوده نکنیم. 
+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1384ساعت 21:20  توسط حمید ریاضی  |