تبليغاتX
آواره - وبگردی

آواره

یاداشت های پراکنده

وبگردی

۱) گفتگوی بیلی و من این‌بار با صنم دولتشاهی نویسنده‌ی وبلاگ خورشیدخانوم. یک گفتگوی خیلی صمیمی و خودمانی.

۲) عباس معروفی در وبلاگش حضور خلوت انس از کاندیداها می‌گوید: «وقتی در ايران بودم گاهی جمعه‌ها می‌رفتم بالای تپه‌ی گيشا، آنجا يک بيمارستان (ببخشيد، تيمارستان) ويژه هست که فقط امام زمان‌ها را بستری می‌کند. سال 74 حدود چهارصد امام زمان آنجا بستری بودند؛ موجی، آخوند، يک پا از دست داده، خواب‌نماشده، کتک‌خورده، قاط‌زده، جاه‌طلب، و انواع و اقسام. يکی بود که می‌گفت زنش بهش خيانت کرده، مثل زن لوط پيغمبر. از آن بالا به سر شهر انگشت می‌کشيد و می‌گفت: «من اينجا را زير و زبر می‌کنم.»

۳) وقتی‌که دریانوردی برای شهرش بوشهر گریه می‌کند «ولی اينک، شب از نيمه گذشته، در ساحل امن، درکنار زن وفرزندان ونوه ها، نشسته درپشت ميزکامپيوتر،در تنهايی خودم، برای ايرانم وبرای بوشهرم اشک ميريزم، برای زادگاهم، برای شهر ايام کودکيم، شهرايام نوجوانی ام که ۴۴ سال پيش دست سر نوشت مرا از او جدا کرد، اينک از فرسنگ ها فاصله به خاطر رگبارهاي زمستاني اش، به ياد بلم های ماهيگيری اش ودر روياي بوی خاص درياي زيبايش و بوي علف هاي دريايي اش اشک از چشمان پيرم جاری است...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 18:16  توسط حمید ریاضی  |