
خانم شیرین عبادی در تاریخ ۶ نوامبر به دعوت انجمن قلم دانمارک قرار بود در باره اسلام و دمکراسی سخنرانی کند. این سخنرانی با حضور گسترده دانمارکیها و ایرانیان برگزار شد. خانم عبادی بنا به دلایلی که میتوانید در گزارش
بیلی و من بخوانید، تنها در مورد آزادی بیان سخنرانی کرد. گرچه خانم عبادی سخنرانی اصلی را تغییر داد اما در نشستی که بعد ار پایان جلسه با ایرانیان داشت به مطلب دموکراسی و اسلام در پرسش و پاسخها پرداخت. من در شهامت و شجاعت خانم عبادی شکی ندارم و در شرایطی که رییس جمهور ایران با سخنان نابخردانه و غیرمسئولانه چهره خشن و طالبانی از ایران و ایرانی در جهان به نمایش گذاسته است، حضور این شیرزن برنده جایزه صلح نوبل در عرصه جهانی غنیمت است که من بعنوان یک ایرانی باید قدرش را بدانم. حالا اگر خانم شیرین عبادی معتقد است که میتوان دموکراسی و حقوق بشر را در حکومت اسلامی پیاده کرد و من با ایشان موافق نیستم از ارزش ایشان بعنوان فعال حقوق بشر چیزی کاسته نمیشود. تنها گزارشی که از سخنرانی ایشان در دانمارک خواندم گزارش
بیلی و من است که خواندن آن را به همه پیشنهاد میکنم.

آیا قوانین اسلامی را میتوان با حقوق بشر آشتی داد؟
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 14:47  توسط حمید ریاضی
|
سالها پیش که از ایران خارج شدم همراه ما تعدادی از هنرمندان نیز تن به مهاجرت دادند. در آن سالها انجام فعالیتهای هنری بسیار مشکل بود نه تنها از این منظر که بستر طبیعی (محیط) هنرمند تغییر کرده بود بلکه مشکلاتی چون ندانستن زبان، بیگانگی با فرهنگ جدید، عدم اشتغال مناسب و پراکندگی جغرافیایی ایرانیان کار را دوچندان دشوار کرده بود. یکی از این هنرمندان استاد مجید درخشانی است که با تلاش فراوان از همان ابتدا با تشکیل کانون «نوا» توانست ضمن متشکل کردن ایرانیان علاقهمند به موسیقی منشا خدمات انکارناپذیری چه در حوزه آموزش و چه در شناساندن موسیقی ایرانی در اروپا باشد. شنیدم که چندی پیش استاد به ایران بازگشته است و در بستر طبیعی خود به فعالیت هنری مشغول است. زمانیکه در روزنامه شرق مصاحبه ایشان را خواندم متوجه شدم که استاد با خستگی ناپذیری برای اولین بار پس از انقلاب گروه بزرگ خورشید را تشکیل و در تالار وحدت هم سه شب اجرایی موفق داشتهاند.
بیلی و من در ادامه سری گفتگوهایش با بلاگرها
گفتگویی خودمانی با این هنرمند خوب کشورمان کرده است که خواندن آن را به همه دوستان توصیه میکنم.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 14:33  توسط حمید ریاضی
|
آقای رییسجمهور!
دنیای امروز بویژه غرب با توجه به ساختار سیاسیشان رییس جمهور را شخصی مسؤل و مقتدر و نماینده و سخنگوی دولت آن کشور میشناسند. با توجه به جهانی شدن اقتصاد، ارتباطات، تکنولوژی و... که بدرستی جهان امروز را دهکده اش مینامند، علاوه بر ارتباط تنگاتنگ دولتمردان با یکدیگر تمام رفتار و گفتار آنان زیر ذره بین است.
آقای رییسجمهور!
گرچه شما به ناحق این پست را اشغال کردهاید، و حتا نقشی در تعیین دولتتان نداشتهاید و ما میدانیم که کارهای نیستید اما جهان و غرب چنین تصوری ندارند. و آنچه شما میگویید به حساب مردم ایران میگذارند.
آقای رییسجمهور به اصطلاح منتخب!
شما تا کنون چهار سخنرانی رسمی داشتهاید: اولی در مورد بورس ایران بود که باعث ورشکستگی و نابودی آن شدید. دومی به بانکداری اسلامی پرداختید که سبب خروج میلیونها دلار سرمایه به کشورهای حاشیه خلیج فارس، ایجاد ترس در سرمایهداران خرد و کلان و تزلزل سیستم بانکداری در معاملات روزانه شد. سومی آن سخنرانی معروف در حضور سران کشورها در سازمان ملل بود که هم خود را تحقیر و هم حیثیت ملت ایران را خدشهدار کردید. و آخرین شاهکارتان محو کردن کشور دیگری توسط شما از روی نقشه جغرافیای جهان است.
آقای رییسجمهور!
من بعنوان یک ایرانی میدانم که شما کارهای نیستید و آنچه که بر زبان میآورید چرندیاتی است که ۲۶ سال در آن کشور از ملای مسجد گرفته تا بزرگ عمامهدار جماراننشین بارها و بارها شنیده شده است. من میدانم دانش سیاسی شما از برنامهسازان صدا و سیما به مراتب کمتر است و آنچه که در مورد آزادی قدس میگویید تکرار اراجیفی است که گوینده دست سوم تلویزیون شب و روز به خورد ملت ایران میدهد.
آقای رییسجمهور!
متاسفم که هنوز جهان نمیداند که شما «این» هستید. میشود خواهش کنم خودتان را کمی جمع و جور کنید و آن ریشهای مسخره را هم بتراشید و از خیاطهای خوب نارمک بخواهید لباسی برایتان بدوزند که تا این درجه به تن حضرتعالی زار نزند.
شما که از هوش و درایت سیاسی بهرهای ندارید و الفبای دیپلماسی را نمیدانید، و ازقیافهی درست و حسابی هم برای حضور در نمایشهای تلویزیونی محروم هستید به چه دل خوش کرده اید؟ چه چیز این پست بدردتان میخورد؟
آقای رییسجمهور!
گویا شما تا کنون بر زمین سفت... تا عواقبش را ببینی! اگر از فرار سرمایه و نابودی بورس ایران درسی نیاموخته اید شک دارم انزوای بیش از پیش جهانی شما را از خواب غفلت بیدار کند. اگر ذره ای وجدان، شرف، عرق ملی دارید کنار بروید و بیش از این با سرنوشت هفتاد میلیون ایرانی بازی نکنید. پیشنهاد می کنم بروید در جمکران خیمه ای بزنید و به انتظار ظهور امام زمان (عج) بنشینید.
+ نوشته شده در جمعه ششم آبان 1384ساعت 18:7  توسط حمید ریاضی
|

دلم میخواهد هر روز اینجا بنویسم
اگر غم نان بگذارد
دلم میخواهد تا نهایت شب وبگردی کنم
اگر کارت لعنتی بگذارد
دلم میخواهد هر وبلاگی را که میخوانم یک کامنت بگذارم
اگر تنبلی بگذارد
دلم می خواهد روزانه هزاران خواننده داشته باشم
اگر آوارهگی بگذارد
دلم میخواهد وقت سفر لپتاپ داشته باشم
اگر بیپولی بگذارد
دلم میخواهد دست در دست یار، قدمی در ایرانزمین بزنم
اگر بسیج بیست میلیونی بگذارد
دلم میخواهد نمایندهای انتخاب کنم
اگر شورای نگهبان بگذارد
دلم میخواهد با همگان در صلح زندگی کنم
اگر رییس جمهور امام زمان بگذارد
دلم میخواهد کنار زاینده رود بیترس و دلهره پیالهای بزنم
اگر دین مبین اسلام بگذارد
دلم میخواهد همین حالا اکبر گنجی از زندان بیرون بیاید
اگر قاضی سعید مرتضوی بگذارد
دلم میخواهد نسیم شهر زبالهدانی تهران نبود
اگر شهردار تهران بگذارد
دلم میخواهد در قرن بیست و یکم هر شش ثانیه کودکی از گرسنگی نمیرد
اگر هزینههای هستهای دنیا بگذارد
دلم میخواهد قبل از مردن آمریکا را ببینم
اگر جاه طلبیهای آخوند سید علی بگذارد
دلم میخواهد...
اگر... بگذارد
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 18:34  توسط حمید ریاضی
|